حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2310
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كه سزار به او داده بود جزء آن بود ، با پانصد نفر كماندار و هشت دسته پيادهنظام برداشته به طرف دشمنى ، كه ميخواست او را احاطه كند ، تاخت ، ولى در اينحال يا از جهت ترس ، چنان كه گويند ، يا براى اينكه كراسّوس جوان را از پدرش دور سازند ، پارتيها فرار كردند . پسر كراسّوس درحال فرياد زد ، كه دشمن نتوانست پا فشارد و با سنزريپوس « 1 » و مگاباكّوس « 2 » به طرف دشمن تاخت . مگاباكّوس از حيث شجاعت و نيرو ممتاز بود و سنزريپوس از حيث مقام سناتورى « 3 » . هر دو دوست كراسّوس و تقريبا با او همسن بودند . چون سوارهنظام ، دشمن را تعقيب كرد ، پيادهنظام هم نخواست در حرارت و اظهار شعف از او عقب بماند و همه اميدوار بودند ، كه فتح كردهاند و كار فاتح تعقيب دشمن است ، ولى وقتى كه از ساير قسمتهاى لشكر خيلى دور شدند ، دانستند ، كه پارتيها حيله جنگى به كار برده وانمودهاند ، كه فرار ميكنند ، زيرا با عدّه زيادى از سواران برگشتند ( مترجم پلوتارك گويد « تقلّب كرده وانمودهاند » ، ولى چون اين عمل را نميتوان تقلّب ناميد ، مؤلف لفظ حيله را ، كه موافق حقيقت است ، ترجيح داده . فى الواقع فنّ جنگ گريز يك اسلوب « 4 » جنگى است نه تقلّب . اگر بخواهيم در قضاوتمان خيلى سخت باشيم ، منتها بتوانيم اين عمل را حيله بناميم . م . ) . روميها باميد اينكه پارتىها ، چون عدّه كم آنها را بينند ، جنگ تنبتن خواهند كرد ، ايستادند ولى پارتيها اسبهاى جوشندار خود را در مقابل روميها داشته سوارهنظام سبكاسلحهشان را در جلگه به حركت آوردند . در اين وقت گردوغبار ريگ روان و ماسه چنان دشت را فروگرفت ، كه روميها نه ميتوانستند يكديگر را ببينند و نه باهم حرف بزنند . در اينحال در فضاى كوچكى جمع شده و به يكديگر فشار داده از تيرهاى پارتى ميافتادند و از جراحتهاى دردناك باتأنّى جان ميدادند . آنها درحالى ، كه
--> ( 1 ) - Sensoripous . ( 2 ) - Megabacchus . ( 3 ) - عضويّت سنا ، يعنى مجلس شيوخ در روم . ( 4 ) - Methode .